دسته: مکالمه فصیح

حكايَة لَيلى و الذِّئْب 8

حكايَة لَيلى و الذِّئْب داستان شنل قرمزی الحلقة الثّامِنة قسمت هشتم (پایانی) بَطنُهُ مَملوءٌ: شكم او پر است. و هَذَا يَعْنِي أنَّهُ قَد يَكُونُ إبْتَلَعَ لَيلى وَ جَدَّتَها: و اين به آن معناست كه او شايد ليلا و مادربزرگش را خورده باشد. أَخَذَ مِقَصَّ الجدّةِ العَجوزِ:…

حكايَة لَيلى و الذِّئْب 7

حكايَة لَيلى و الذِّئْب داستان شنل قرمزی الحلقة السّابعة قسمت هفتم وَصَلَتْ: رسید ‏ ‏جِئتُ لِزیارَتِکِ: برای دیدار تو آمدم أُدخُلي: وارد شو البابُ مَفتوح: در باز است‏ مِسکینَة جَدَتي: بیچاره مادربزرگم لَقَد تَغَّیَرَ صَوتُها:صدایش تغییر کرده است ‏ سَأدخلُ: وارد خواهم شد.‏ أحضَرتُ لَکِ باقَةً…

حكايَة لَيلى و الذِّئْب 6

حكايَة لَيلى و الذِّئْب داستان شنل قرمزی الحَلَقةُ السّادِسَةُ قسمت ششم مَنْ هُناكَ؟ كي آنجاست؟ إفتَحي: باز كن. أنا حَفيدَتُكَ: من نوه تو هستم. أَحضَرتُ: آوردم. جِئْتِ لِزيارَتي أخيراً: بالاخره به ديدنم آمدى؟ إِدْفَعي البابَ بِقُوَّةٍ: در را محكم فشار بده. أُدخُلي: وارد شو. سَتَفْرَحُ: خوشحال…

حكايَة لَيلى و الذِّئْب 5

حكايَة لَيلى و الذِّئْب داستان شنل قرمزی الحَلَقةُ الخامِسَةُ قسمت پنجم كُلُّ الحَقِّ عَلى أَجدادِ الذِّئابِ الَّذِينَ كانوا يَفعَلونَ أَشياءَ سَيِّئَةً دائماً: همش تقصیر اجداد گرگ هايي است كه هميشه كارهاي بد مي كردند. حَتَّى لَوْ كانَ هُناكَ ذِئبٌ جَيِّدٌ فَلَنْ يُصَدِّقَهُ أَحَدٌ: حتى اگر يك…

حكايَة لَيلى و الذِّئْب 4

حكايَة لَيلى و الذِّئْب داستان شنل قرمزی الحلقة الرابعة قسمت چهارم ذَهَبَ أَخیراً هَذا الصَّیّاد: بالاخره این شکارچی رفت.‏ لقد کادَ یُغمَی عَلَیَّ حینَما شاهَدْتُ بُندُقیَتَهُ: هنگامی که تفنگ او را دیدم ‏نزدیک بود بیهوش شوم.‏ عَلی کُلِّ حالٍ ما یُهِمُّني: به هر حال برايم مهم…

حكايَة لَيلى و الذِّئْب 3

حكايَة لَيلى و الذِّئْب داستان شنل قرمزی الحلقة الثالثة قسمت سوم سَأعِدُّ هَذهِ الحَلوى لِلأَولادِ: اين شيريني و براي بچه ها درست مى كنم فَتَعالَيْ فَكُلي واحِدة:پس بيا و يه دونه بخور شُكراً لَكَ يا خالَة‎:‌‏ ممنون خاله أَعتَذِرُ إِلَيكِ لِأَنَّ‎….:ازت معذرت مي خواهم چون‎….‎ تَعالَيْ…

ترجمه داستان شنل قرمزی بخش دوم/ فیلم

کتاب شنل قرمزی نوشته ود پراکاش چاولا یکی از داستان‌های مجموعه 44 جلدی قصه‌های معروف جهان، درباره‌ی دختر زیبا و کوچولویی به نام شنل قرمزی است که قصد دارد به دیدن مادربزرگش مریضش برود و در راه خانه مادربزرگ اتفاقات هیجان آوری برای او اتفاق می‌افتد.

ترجمه داستان شنل قرمزی بخش اول / فیلم

داستان دربارهٔ دختر کوچکی به نام شنل‌قرمزی است. دخترک از جنگل می‌گذرد تا برای مادربزرگ مریضش غذا ببرد. در نسخهٔ برادران گریم مادر شنل‌قرمزی با تأکید به او گفته بود که یک‌راست به خانهٔ مادربزرگ برود و به حرف غریبه‌ها گوش نکند.

تعلّم العامّيّة(نكته و ضَحكة)

“1” عزيزتي اِلمَرَة .. اَلرِّجّال مِثِل جُوزِ الهِند .گِشِرتَه يابسَه وقويه لكن اِبداخلِه گَلُب أَبيَض وجميل .. وعَشان تُوصلي لِگَلبِه .لازم تِكِسري رآسه .. خانم عزیز ! مرد مثل نارگیله، پوست کلفت و قویه اما توش یک قلب سفید و زیبا داره . برای اینکه…

التداریب

التداریب الْمُحادَثَةُ الْعَرَبيَّةُ🌺 ☘الْوَحْدَةُ ١/ الدّرسُ ٢/التّدريب ١ “أكْمِلْ كما في المثالَيْنِ👇 ✨أنامهندس/أَنْتَ مهندس/أنْتِ مهندسة ✨أنا إيراني/أنتَ إيراني/أنْتِ إيرانيّة ١- أنا…./أَنْتَ ……/أنْتِ……. ٢- أنا……./أَنْتَ ……/أنْتِ…… ٣- أنا……../أنْتَ……./أنْتِ…… ٤- أنا………/أنْتَ……./أنْتِ…… ٥- أنا………./أنتَ……./أنْتِ….. ٦-٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠ ٧-٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠ ٨- ٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠ 🔺مصدر: سلسلةُ لُغَةُ الضّادِ 🔺تأليف: مهدي أصغري 🔺إعداد: السَّيدة خليفاتي…

کلیه حقوق برای آموزشگاه معهدالضاد محفوظ می باشد.