021 66 17 60 17 0935 55 83 354

حكايَة لَيلى و الذِّئْب ۵

حكايَة لَيلى و الذِّئْب

داستان شنل قرمزی

الحَلَقةُ الخامِسَةُ

قسمت پنجم

كُلُّ الحَقِّ عَلى أَجدادِ الذِّئابِ الَّذِينَ كانوا يَفعَلونَ أَشياءَ سَيِّئَةً دائماً: همش تقصیر اجداد گرگ هايي است كه هميشه كارهاي بد مي كردند.
حَتَّى لَوْ كانَ هُناكَ ذِئبٌ جَيِّدٌ فَلَنْ يُصَدِّقَهُ أَحَدٌ:
حتى اگر يك گرگ خوب هم وجود داشته باشه كسي او را باور نمى كند.
صَدّقْتُ: باور كردم
أَخْبِريني إِلى أَينَ تَذْهَبينَ؟: به من بگو كجا مي روي؟
أَينَ يَقَعُ مَنزِلُ الجَدَّةِ: خونه مادربزگ كجاست؟
في طَرَفِ الغابَةِ الشَّرقي تَحتَ شَجراتِ بلوط الثَّلاث الكبيرة: در ضلع شرقي جنگل زير سه درخت بزرگ بلوط
ماذا تَحمِلينَ في هذه السَّلّة؟: در اين سبد چه
چيزي مي بري؟
حليباً وَ حَلوى صَنَعَتْها أُمِّي: شير و شيريني كه مادرم درست كرده است.
أَ هذا كلّ الشَّيءِ؟: آيا اين همه چيز است؟
هل هناك شيءٌ آخر؟: آيا چيز ديگري هست؟
بالتَّأكيد: مطمئنا
أُنْظُري حَولَكَ: به اطرافت نگاه كن.
كَيفَ لَمْ تَنْتَبِهي عَلَى هذا: چگونه به اين…. توجه نكردي؟
تَفْتَحُ الشَّهيَّة: اشتها آور است
صدقتَ: راست گفتی
إذا قدَّمَتِ الحفيدةُ الأزهارَ الجميلةَ لِجَدَّتِها: اگر نوه به مادربزرگش گل هاي زيبا هديه دهد.
سَتَفْرَحُ كثيراً: بسيار خوشحال مي شود.
و إذا شَمَّتْ رائِحَةَ الأزهارِ سَتُشْفى مِنْ مَرضِها: و اگر گل ها را ببويد، شفا خواهد يافت.
لا تَلْتَفِتي إِلى أَيِّ شَيْءٍ آخَر: به چيز ديگري توجه نكن.
الأزهارُ سَتُسْعِدُ الجَدَّةَ الَّتي أُحِبُّها:
اين گل ها مادربزرگ كه دوستش دارم را خوشحال مي كند.
أَشكُرُكَ جِدّاً عَلى هذه النَّصيحةِ الرّائِعَةِ:
براي اين نصيحت عالی بسيار از تو سپاسگزارم
ما أجمل الزُّهُور: چه گل هاي زيبايي
أَ أَقْطِفُ مِنْ هُنَا أَو هُناكَ: از اينجا بچينم يا آنجا؟
خَدَعْتُها بِسُهولَةٍ: به راحتى او را فريب دادم
فتاةٌ سَذاجَةٌ جِدّاً: دختر بسيار ساده اي است.
ها هِيَ: اين خودشه

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به کانــال تلگـرام معهدالضـاد بپیوندید... "کلیـک کنید"