021 66 17 60 17 0935 55 83 354

حكاية جاك و نبتة الفاصوليا ۴

حكاية جاك و نبتة الفاصوليا
داستان جك و لوبياى سحرآميز

‎الْحَلَقةُ الرّابِعَة
قسمت چهارم

وَ لکِن هَذِه المَرَّة: اما این بار
رَای: دید
یَعزِفُ عَلی: می نوازد
غیثارَة جَمیلَة: گیتاری زیبا
سَأَجِدُ هذا الدَّخیل: این وارد شده را پیدا می کنم
بِأَیِّ ثَمَنٍ: به هر قیمتی
بَحثَ: جستجو کرد
لَمْ یَجِدْهُ: او را پیدا نکرد، او را نیافت
شَعَر بِالتَّعَب: احساس خستگى كرد
بَعدَ ذلِک: پس از آن
أَخذَ الغیثارَة: گیتار را گرفت
تَسلَّل خارِجاً: به آهستگى خارج شد
صَرخَتْ: فریاد زد
ساعِدْنی: کمکم کن
هذا الوَلدُ: این پسربچه
یَسرِقُنی: مرا می دزدد
یَأخُذُني مِنکَ: مرا از تو می گیرد
إِستیقَظ: بیدار شد
غَضِبَ للغایَة: بسیارعصبانی و خشمگین شد
جَری نَحوَ………: به سوی…..دوید
سَرقَ دَجاجَتي: مرغم را دزدید
کیسُ الذَّهَب الخاصّ بی: کیسه طلاى‏ مخصوص من
سَأعاقِبُک علی أَفعالِک: تو را به خاطر کارهایت مجازات خواهم کرد
کانَ یَمْلَؤهُ الغَضَبُ: خشم لبریزش مى كرد
بِأَقصی سُرعَة لَدَیْهِ: با آخرین سرعتش‏
ما إن نَزَل: به محض اینکه پايین آمد
أَخَذ فَأساً کَبیراً: یک تبر بزرگ برداشت

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به کانــال تلگـرام معهدالضـاد بپیوندید... "کلیـک کنید"