021 66 17 60 17 0935 55 83 354

حكاية جاك و نبتة الفاصوليا ۵

‎حكاية جاك و نبتة الفاصوليا
داستان جك و لوبياى سحرآميز

الْحَلَقةُ الخامِسَةُ
قسمت پنجم

بَدأَ في قَطعِ….:شروع به بريدن….. كرد
لَمَّا قَطَعَ: وقتى بُريد
وَقَعَ: افتاد
إنكَسرَت: شكست
سَقطَتْ: افتاد، سقوط كرد
لَمَّا رَأَتِ الأُمُّ المَنظَرَ: وقتى مادرش اين صحنه را ديد
إِرتَبَكَتْ: دستپاچه شد
أَدرَكَتْ أنَّها أخطَأتْ: فهميد كه اشتباه كرده است
عِنْدَما لَم تَمْنَعْ جَك عَن السَّرِقَةِ: وقتى كه مانع
دزدي كردن جك نشد
لِأنَّهُ أَصبَحَ طَمّاعاً: براي اينكه او طمع كار شده است
كادَ يَفقِدُ حياتَهُ: نزديك بود زندگي اش را از دست بدهد
بِسَبَبِ ذَلِكَ: به خاطر آن
آسِفة: متأسف
شَرَحتْ لَهُ: براي او توضيح داد
أَخطَأْتُ: اشتباه كردم
عِنْدَما تَرَكتُكَ تَسرِقُ: وقتي تو را رها كردم دزدي كني
كان عَلَيَّ توجيهُكَ: من بايد تو را راهنمايي مى كردم
لَو كانَ أَمَسكَ بِكَ العَملاق: اگر غول تو را مي گرفت
كُنْتُ سَأَفقِدُكَ لِلأَبَدِ: تو را براي هميشه از دست مي دادم
لَقَدْ تَعَلَّمْتُ دَرسا مُهِمّاً: درسي مهم آموختم
عَلَيَّ العَملُ بِالجِدِّ: من بايد با سعي و تلاش كار كنم
مِن أجلِ المالِ: به خاطر پول
أصبَح جَك و أُمُّه ثَريَّينِ: جك و مادرش ثروتمند شدند
عاشا: زندگي كردند
في سَعادَةٍ: با خوشبختى
إلى الأَبَدِ: تا آخر عمر

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به کانــال تلگـرام معهدالضـاد بپیوندید... "کلیـک کنید"