021 66 17 60 17 0935 55 83 354

حكاية جاك و نبتة الفاصوليا ۲

حكاية جاك و نبتة الفاصوليا
داستان جك و لوبياى سحرآميز

الْحَلَقةُ الثّانيَّة
قسمت دوم

فِي الصَّباحِ التّالي:در صبح روز بعد
إِستَیقِظَ: بیدار شد
نَظَرَ: نگاه کرد
تَفاجَأ: حیرت زده شد، غافلگير شد
عِندَما رَای: هنگامی که دید
تَصِلُ إِلی: می رسد به …..‏
ما هَذا: این چیست؟/ این چیه؟
بِالفِعلِ: واقعا
قَرَّر: تصمیم گرفت
أَن یَتَسلَّق: که بالا برود
ظَلَّ یَتسَلّق: به بالارفتن ادامه داد ‏
السُّحُب: ابرها
تَحتَه: زیر او
رائِع: جالب
الأَرضُ تَبدو صَغیرة مِن هُنا: زمین از اینجا کوچک به نظر می رسد
وَقت قَصیر:مدتی کوتاه
بَوّابَة ذَهبیَّة: دروازه اى طلایی
تَعکِس: منعکس می کند
إِقتَرَبَت مِنها: به آن نزدیک شد
فُتِحَت: باز شد
مَملَکَة سِحریَّة: سرزمینی جادویی
أَبهرَه بِجَمالِها: مات و مبهوت زیبایی اش كرد
بَعدَ وُصولِه بِقَلیل: کمی پس از رسیدنش
عِملاق قَویّ: غولی قوی/ نیرومند
نائِماً عَلی الکُرسي: خوابیده روی صندلی
شَعرَ بِالجُوع: احساس گرسنگی کرد
التَّسلُّق: بالا رفتن
تَسلَّلَ: آهسته راه رفت
وَجَد: یافت
المَطبَخ: آشپزخانه
الفاکِهَة:میوه
الحَلیب: شیر
بِمُجَرَّد: به محض
سَمِعَ: شنید
شَعَر بِالخَوف: ترسید
جَری: دوید
إِختَبَأ: مخفی شد/ پنهان شد‏
یا تُری: راستی
ماذا سَآکُل: چی بخورم؟
سَأَجِدُکَ: تو را خواهم يافت
مَهما فَعلتَ: هر كارى کنی
فلا یُوجَد: نیست
أَشهی مِن صَید الیَوم: لذیذ تر از شکار امروز
لَمْ یَجِد أَحداً لِیَأکُلَ: کسی را برای خوردن نیافت
تَناوَل: خورد
المائِدَة: سفره/ میز غذا
أَخرَج: بیرون آورد
کیسٌ مِن الذَّهَب: کیسه ای از طلا
قامَ بِعَدِّه: آن را شِمُرد
تَرَک: رها کرد/ گذاشت
تَسَلَّلَ مِن مَخبَأه: ‏ از مخفيگاهش يواشكي خارج شد
بِحِرص: با دقت بسيار
أَن یَأخُذَ: که بگیرد
مُمتَلِئٌ بِ: پر از ….‏
یَتَخَیَّل: تصور می کند، گمان می کند
یُرضي: راضی می کند
مِن هُنا: از اینجا
إِنزَلَق عَلی…..: سُر خورد بر روی ….‏
أَعْطی لِ….: داد به …‏
أَینَ وَجَدْتَه: آن را کجا یافتی؟ پیدا کردی؟
حَکی: تعریف کرد/ حکایت کرد
سَعِدَت بِ: از …. خوشحال شد
عَادَ سالِمَاً: سالم برگشت‏

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به کانــال تلگـرام معهدالضـاد بپیوندید... "کلیـک کنید"