اسمَعِ التِّذکار و تَعَلَّم اللهجة العراقیة 6

اِحنِه اِطّینا المَدارِک و چِنِّه بِانتِظار حَتی تِتِّصِل صَدیقتی وِیّانِه چِنِت دایماً اَبچی شُوقاً لِلزّیارَه😢😔 و چِنِت اَگول لِنَفسی یعنی قِبلوُني امیر المومنین و اُولادِه ؟🙏
عَلی کُل چِنِت بِالخُوف و بِالاَمَل حَتّی وَصَل یُوم الموعود😊 واِتَّصلَت صَدیقتی و گالَت : باچِر تَعالُوا لِلمَطارساعَه بِالسَّبعه مِنِ الصُّبُح .😍😃
اِلطَّیَران ✈️ چان ساعَه عَشرَه اِلّا رُّبُع و اِحنِه رَکِبنَه الطَّیّارَه ساعَه بِالتِّسعَه.

هَالقُصَّه مستمره…

ما مدارک را دادیم و منتظر بودیم تا دوستم باهامون تماس بگیره ..
من از شوق زیارت همش گریه می کردم و با خودم میگفتم یعنی امیرالمومنین و فرزندانش منو قبول می کنند ؟
خلاصه همش بین خوف و رجا بودم تا اینکه روز موعود فرا رسید و دوستم زنگ زد و گفت : فردا صبح ساعت 7 بیاید فرودگاه ..
پرواز ساعت یکربع به 10 بود و ما ساعت 9 سوار هواپیما شدیم
این داستان ادامه دارد …

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *