021 8844 9984 0935 5583 354

ترجمه فارسی به عربی و بالعکس

ترجمه از فارسی به عربی و بالعکس (۱)

الطریق: راه،آن راه
المكتبة : كتابخانه،آن كتابخانه

العبارة:عبارت،آن عبارت
المدينة: شهر ،آن شهر
الطائرة: هواپيما،آن هواپيما
المكتبة: كتابخانه،آن كتابخانه
الجامعة: دانشگاه،آن دانشگاه
المجتمع: جامعه،آن جامعه
الإجتماع: نشست،آن نشست
الحياة: زندگي،آن زندگي
طريقٌ : راهى،يك راه
عبارةٌ :عبارتى،يك عبارت
مكتبةٌ: كتابخانه اى،يك كتابخانه
طُرقٌ : راههايى،چند راه
عباراتٌ: عبارتهايى،چند عبارت
مكتباتٌ : كتابخانه هايى،چند كتابخانه
مدينةٌ : شهري،يك شهر
مُدنٌ : شهرهايي،چندشهر
وطنٌ : سرزميني،يك سرزمين
أوطانٌ :سرزمين هايي،چند سرزمين
يومٌ : روزي،يك روز
أيّامٌ : روزهايي،چندروز
توضیح
ما برای ترجمه ی کلمه ی معرفه در زبان فارسی یا آن را خالی از هر گونه علامت می آوریم یا یکی از صفات اشاره را به ویژه “آن ” به کلمه می افزاییم.
علامت نکره در فارسی “ی” است که به آخر اسم افزوده می شود. و گاه به جای “ی” از لفظ “یک” استفاده میشود.و برای اسم ها ی جمع به جای “یک ” از کلمه ی “چند” استفاده میشود
…………………………………………………………………………..

ترجمه از فارسی به عربی و بالعکس (۲)

درخت بلند باغ : شجرةُ الحديقةِ الباسقَةُ
كتابهاى ارزشمند استاد : كتبُ الأستاذِ القَيِّمَةُ
اشعار زيباى شاعران : اشعارُ الشُّعراءِ الجميلةُ
مقالات سياسى مجلات : مقالاتُ المجلّاتِ السيّاسيةُ
شهر زيباى من : مدينتي الجميلة
برگه ى سفيد كتاب :ورقةُ الكتابِ البيضاءُ
زندگى فرهنگى مردم : حياةُ الناسِ الثقافيَّةُ
نقش مهم دانشگاهيان : دَور الجامعيينَ الهامّ
عيد سعيد غدير : عيدُ الغديرِ المباركُ

شرح :
به اين تركيبات، تركيبات( وصفى،اضافى) گفته ميشود.در عربي مضاف و مضاف اليه ،از هم جدا نميشوند. بنابراين صفتِ مضاف را بعد از مضاف اليه مى آوريم.
شجرةُ الحديقةِ الباسقةُ
چون در عربى صفت از موصوف تبعيت مى كند، مرفوع بودن الباسقةُ بيانگر اين است كه الباسقة، صفت است نه مضاف اليه.
…………………………………………………………………………….
ترجمه از فارسی به عربی و بالعکس (۳)
با دقّت بخوانيد :
هذا الكتابُ نافعٌ : اين كتاب ، سودمند است.
هذا كتابٌ نافِعٌ : اين، كتابى سودمند است.
هذه الكُتُب مفتوحةٌ : اين كتابها، باز هستند.
هذه كُتبٌ مفتوحةٌ : اينها، كتابهايي باز هستند.
هذا الرَّجل مُجدٌّ : اين مرد،كوشا است.
هذا رجلٌ مُجِدٌّ : اين، مردى كوشا است.
اين گل، زيباست : ……
اين، گلى زيباست : ….
اين مجله، علمى است : …..
اين ، مجله اى علمى است : …..
هذه السيَّارة قديمةٌ : …….
هذه سيّارةٌ قديمةٌ : …..
هذه السيَّارات حديثةٌ : …..
هذه سيَّاراتٌ حديثةٌ : ……

ترجمه فارسی به عربی و عربی به فارسی (۴) 
با دقت بخوانيد :
الکتاب مفید : کتاب مفید است.
لیس الکتاب مفیداً : کتاب مفید نیست.
المقالةُ مفيدةٌ :مقاله مفيد است.
ليست المقالة مفيدة: مقاله مفيد نيست.
الکتاب علی الطاولة: كتاب روي ميز است.
ليس الكتاب علی الطاولة: کتاب روی میز نیست.
المقالة علي الطاولة : مقاله روي ميز است.
ليست المقالة علي الطاولة: مقاله روي ميز نيست.
علی الطاولة كتاب: ……..
ليست علي الطاولة كتاب: ………
علی الطاولة مقالة: ……..
ليس(ليست) علی الطاولة مقالة : ……
کتاب تاریخی نیست:……….
مقاله سیاسی نیست:………
دانشجويي در كلاس نيست:…….
ماشینی در خیابان نیست:……

ترجمه فارسی به عربی و عربی به فارسی شرح و پاسخ (۵)
نامَ الطِّفلُ: کودک خوابید.
کتَبَ التِّلميذُ واجِباتِه: دانش آموز تکالیفش را نوشت.
أشتَريْتُ کِتاباً: کتابی خریدم.
قرأَ الجَريدةَ: روزنامه را خواند.
ذهبَ الطُّلابُ إلی الصَّفِ: دانشجویان پسر به کلاس رفتند.
ذهبتِ الطّالباتُ إلي الصَّف: دانشجویان دختر به کلاس رفتند.
أثْمَرتْ أشجارُ الحَديقَةِ: درختان باغ میوه دادند.
هاجَرَت الطُّيورُ اِلى المَناطِقِ المُعتَدِلَةِ في الشِّتاءِ: پرندگان در زمستان به مناطق معتدل مهاجرت کردند.
أصَلّي العَصْرَ في المَسْجِدِ و أَتْلُو القرآنَ الکَريمَ: نماز عصر را در مسجد می خوانم و قرآن تلاوت می کنم.
ظهَرَ الإسلامُ في شِبهِ الجَزيرةِ الْعَرَبية ِ: اسلام در شبه جزيره عربستان پديدار شد.
تقضي مریمُ أکثرَ وَقتِها في القِراءةِ : مريم بيشتر وقت خود را صرف خواندن مي كند.
أتْقَنَ أحمدُ اللُّغَتَيْنِ العَرَبيَّةَ و الفارسيَّةَ: احمد در دو زبان عربى و فارسى متبحر است ( كامل ميداند.)
یحِبُّ المُسلِمونَ قَضاءَ شَهرِ رَمَضَانَ في مَكَّةَ المُكَرَّمةِ: مسلمانان دوست دارند ماه رمضان را در مكه سپري كنند.
فاطمه قبل از ظهر دانشکده را ترک کرد و به خانه اش بازگشت: غادَرَت فاطمةُ الجامِعَةَ قَبْلَ الظُّهرِ و عادَت إلى بَيتها .
هوا اندکی سرد است و باران قطره قطره می بارد: الجَوُّ بارِدٌ قَليلاً و يَتساقطُ المَطَرُ قَطرَةً قَطرَةً .
سربازان مسلمان برای جنگ با دشمنان از شهر خارج شدند: خَرجَ الجُنودُ المُسلِمونَ مِنَ المَدينةِ للحَرب مع الأعدَاء.
کشتی بزرگی از دور ظاهر می شود و کم کم به ساحل نزدیک می گردد: تَظهَرُ السَّفينةُ الكَبيرةُ مِن البَعيد و تَقتَرِبُ مِن الشّاطئ شَيئاً فَشَيئاً.
شرح:
در زبان عربي اركان اصلي تشكيل دهنده ي جمله ي فعليه عبارتست از:
فعل+فاعل(در صورتي كه فعل لازم باشد(نامَ الطِّفلُ.
فعل+فاعل+مفعول(در صورتى كه فعل متعدى باشد(كتبَ التِّلميذُ واجباتِه.
در زبان فارسي براي فعل تنها ٦صيغه وجود دارد ولي در زبان عربي به علت وجود مذكر و مؤنث و مفرد و مثنی و جمع، ١٤ صيغه دارد.
هرگاه فعل را در آغاز نهاديم، بايد در هر حال آن را به صيغه ي مفرد بياوريم خواه فاعل جمع باشد ،خواه مفرد
ذهب الطالبُ ، ذَهبَ الطُّلابُ
هرگاه فاعل را در آغاز نهاديم بايد فعل را در جنسيت(مذكر يا مؤنث) با آن مطابقت دهيم.
الطُّلابُ ذَهبُوا إلی الصَّفِ.
الطّالباتُ ذَهبنَ إلی الصَّفِ.
جمع هاي مكسر و مؤنث سالم غير انسان(غير عاقل) به منزله ي مفرد مؤنث اند. بنابراين در صورتيكه اين جمع ها فاعل جمله باشند، فعل ،به صورت مفرد مؤنث مي آيد
أثمَرتْ أشجارُ الحَديقَةِ.
در ترجمه از فارسي به عربي بايد توجه داشت كه چون در زبان عربي فعل مركب وجود ندارد، معادل بسياري از افعال مركب فارسي يك فعل بسيط عربي است
آزمايش كرد: إختَبَرَ
نماز مي خواند: يُصَلّي

ترجمه فارسی به عربی و عربی به فارسی “۶”

أوَّلاً أُدرُسِ العِباراتِ التَّاليَةَ :

🌱خرَجَ الطَّالِبُ مِنَ الصفِّ ضاحِکاً : دانشجو خندان از کلاس خارج شد.

🌱أنسَحَبَ العَدُوُّ مُسرِعَاً: دشمن سریع (شتاب زده) عقب نشینی کرد.

🌱شرِبتُ الماءَ بارِداً : آب را سرد نوشیدم.

🌱ماتَ شَهیداً: شهید از دنیا رفت.

🌱رأَیتُهُ و هو یَکتُبُ: او را که می نوشت، دیدم.

🌱کیفَ سافَرتَ و أنتَ مَریضٌ؟: تو که مریض بودی، چگونه به سفر رفتی؟

🌱رأَیتُ عَلیاً یَتَکَلَّمُ مَعَ أصدِقائِه: علی را که با دوستانش صحبت می کرد، دیدم.

🌱خرَجتُ مِن البَیتِ وَ السَّماءُ تُمْطِرُ : آسمان می بارید که از خانه خارج شدم.

والآن تَرْجِمْ ما يَلي:

🌱أستَولی الجُنودُ علی هذه المَدینَةِ الَّتی کانَت مَرکَزاً لِلعِلمِ و الأَدبِ:……………………………..

🌱خرَجَ مِن الصّفِّ مَسروراً:…………………….

🌱توُفّيَ هذا الشاعِرُ في القَرنِ السّابعِ فی شیرازَ و له دیوانٌ کَبیرٌ:…………………………………..

🌱خرَجَ الطالبانِ مِنَ الصفِّ ضاحِکَيْنِ :…………

🌱قامَ الطِّفلُ مِن مَکانِه وَ انصَرَفَ مُنکَسَّ الرَأسِ کَئیباً مَحزوناً:……………………………………

🌱هل تُریدُ أَن تَعیشَ سَعیداً مُتِمَتِّعاً بِصِحَّةٍ کامِلَة؟:…………………………….

🌱دانشجويان خوشحال سالن امتحان را ترک کردند:…………………………………………..

🌱او هر روز زود از خواب بیدار می شود:…………………………………

🌱آنان در جبهه های جنگ مظلومانه به شهادت رسیدند:…………………………………………

🌱به نظر می رسد که اشعار این شاعران از عاطفه و احساس که از ویژگی های شعر طبیعت است،خالی است:………………………………..

🌱تو که در آستانه فراغت از تحصیلی، چرا درس نمی خوانی؟:………………………………

منبع: درآمدي بر مباني ترجمه دكتر فاتحي نژاد-دكتر فرزانه

إعداد: السّيدة توكّلي

مستوی المتعلِّم: تمهيدي و متوسط

ترجمه فارسی به عربی و عربی به فارسی/شرح و پاسخ “۶”

🌱خرَجَ الطَّالِبُ مِنَ الصفِّ ضاحِکاً : دانشجو خندان از کلاس خارج شد.

🌱أنسَحَبَ العَدُوُّ مُسرِعَاً: دشمن سریع (شتاب زده) عقب نشینی کرد.

🌱شرِبتُ الماءَ بارِداً : آب را سرد نوشیدم.

🌱ماتَ شَهیداً: شهید از دنیا رفت.

🌱رأَیتُهُ و هو یَکتُبُ: او را که می نوشت، دیدم.

🌱کیفَ سافَرتَ و أنتَ مَریضٌ؟: تو که مریض بودی، چگونه به سفر رفتی؟

🌱رأَیتُ عَلیاً یَتَکَلَّمُ مَعَ أصدِقائِه: علی را که با دوستانش صحبت می کرد، دیدم.

🌱خرَجتُ مِن البَیتِ وَ السَّماءُ تُمْطِرُ : آسمان می بارید که از خانه خارج شدم.

🌱أستَولی الجُنودُ عَلى هذه المَدینَةِ الَّتی کانَتْ مَرکَزاً لِلعِلمِ و الأَدبِ : سربازان بر این شهر که مرکز علم و ادب بود دست یافتند.

🌱خرَجَ مِن الصّفِّ مَسروراً:او خوشحال از کلاس خارج شد .

🌱توُفّيَ هذا الشاعِرُ في القَرنِ السّابعِ فی شیرازَ و له دیوانٌ کَبیرٌ: این شاعر که دیوان بزرگی دارد در قرن هفتم در شیراز درگذشت.

🌱خرَجَ الطالبانِ مِنَ الصفِّ ضاحِکَيْنِ: دو دانشجو(پسر) خندان از کلاس خارج شدند.

🌱قامَ الطِّفلُ مِن مَکانِه وَ انصَرَفَ مُنکَسَّ الرَأسِ کَئیباً مَحزوناً: کودک از جایش بلند شد و غمگین و سرافکنده و افسرده راه افتاد.

🌱هل تُریدُ أَن تَعیشَ سَعیداً مُتِمَتِّعاً بِصِحَّةٍ کامِلَة؟: آیا می خواهی سعادتمند و بهره مند از سلامتی کامل زندگی کنی؟

🌱دانشجويان خوشحال سالن امتحان را ترک کردند: غادَرَ الطلاّبُ صالَةَ الإمتحانَ مَسرورینَ.

🌱او هر روز زود از خواب بیدار می شود: هو یَستیقِظُ منَ النَّومِ کلَّ صَباحٍ مُبَکِّراً.

🌱آنان در جبهه های جنگ مظلومانه به شهادت رسیدند: أُستُشهِدوا فی مَعارِکِ القِتالِ مَظلومینَ.

🌱به نظر می رسد که اشعار این شاعران از عاطفه و احساس که از ویژگی های شعر طبیعت است،خالی است:يَبدو أنَّ آشعارَ هولاء الشُّعَراءِ تَخلو مِنَ العاطِفَةِ و الشُّعورِ اللَّذَینِ یُعتَبَرانِ مِن میزاتِ شِعرِ الطَّبیعَةِ.

🌱تو که در آستانه فراغت از تحصیلی، چرا درس نمی خوانی؟ لماذا لا تَدرُسُ و آنتَ عَلی وَ شَکِ التَّخَرُّجِ؟

شرح:

🌱حال در زبان عربی معمولاً قیدی است نکره و مشتق(با معنای وصفی) که حالت و چگونگی فاعل یا مفعول را بیان می کند و معادل قید حالت در فارسی است و همچون بیشتر قیدها همیشه منصوب است.در زبان عربی حال همچون صفت باید از لحاظ مفرد،مثنی و جمع بودن و نیز مذکر و مونث بودن با صاحب حال مطابقت کند.

👈خرَجَ الطَّالِبُ مِنَ الصفِّ ضاحِکاً : دانشجو خندان از کلاس خارج شد.

👈خرَجَ الطالبانِ مِنَ الصفِّ ضاحِکَيْنِ: دو دانشجو(پسر) خندان از کلاس خارج شدند.

ضاحکاً با صاحب حال که فاعل است از لحاظ مفرد،مثنی و جمع بودن و مذکر و مونث بودن مطابقت کرده است.

🌱برای گریز از ترجمه ی لفظ به لفظ بهتر است هنگام ترجمه ی قید حالت عربی(حال) از به کار بردن کلمه ی «در حالیکه،یا با حالتِ» و نظایر آن تا آنجا که ممکن است، پرهیز کنیم👈

أنسَحَبَ العَدُوُّ مُسرِعَاً: دشمن با حالت سریع عقب نشینی کرد❌دشمن سریع(شتاب زده) عقب نشینی کرد✅

🌱گاهی در زبان عربی یک جمله (اسمی یا فعلی) نقش قید حالت ر ا ایفا می کند.

بدین ترتیب که نخست صاحب حال را که ممکن است فاعل یا مفعول باشد می آوریم و با افزودن (که) به دنبال آن بخش دوم جمله یعنی (حال) را ترجمه می کنیم و سپس بخش اول جمله و فعل اصلی را به فارسی بر میگردانیم.

👈رأَیتُهُ و هو یَکتُبُ: او را که می نوشت،دیدم.

🌱زمان جمله های حالیه را جمله قبل از آن مشخص می کند.وقتی می گوییم(أنتَ مریض) یعنی (تو بیماری) اما در عبارت (کیف سافرتَ و أنتَ مریض) چون فعل اصلی جمله یعنی (سافرتَ)ماضی است جمله ی حالیه نیز باید به زبان گذشته ترجمه شود .یعنی(تو که مریض بودی).

🌱خرجتُ مِن البَيْتِ والسَّماءُ تُمْطِرُ👈در این گونه جمله ها می توان نخست جمله ی حالیه را به طور کامل ترجمه کرد و سپس جمله ی قبل از آن را با (که) بدان پیوند داد: آسمان می بارید که از خانه خارج شدم.

ترجمه فارسی به عربی و عربی به فارسی “٢٤”/شرح وپاسخ

🌱ذهَبَ: رفت

🌱لم یَذْهَبْ: نرفت

🌱کان یَذْهَبُ: می رفت

🌱ما کان یَذهَبُ: نمی رفت

🌱لم یَکُنْ یَذْهَبُ: نمی رفت

🌱لمّا أَذْهَبْ: : هنوز نرفته ام

🌱لمْ أَذْهَبْ بَعدُ: هنوز نرفته ام

🌱کانَ قَدْ ذَهَبَ: رفته بود

🌱ما کانَ قَد ذَهَبَ ، لَمْ یَكُنْ قَد ذَهَبَ: نرفته بود

🌱کانَ ذاهِباً: داشت می رفت

🌱کدْتُ اَسقُطُ فإذا صَدِیقي أَمْسَكَ بِيَدي: داشتم
مى افتادم که دوستم دستم را گرفت.

🌱إنْ تَكونُوا قدْ ذَهَبْتُمْ: اگر رفته باشید

🌱لعَلَّهُ یکونُ قدْ إشْتَرى الکِتابَ: شاید کتاب را خریده باشد

🌱بعدَ اَنْ فکَّرَ تَكَلَّمَ: پس از آنکه اندیشید، سخن گفت.

🌱علَتِ الصَیْحَةُ بَعدَ اَنْ لَفَظَ المریضُ روحَهُ: پس از آن كه بيمار جان داد، فرياد برخاست.

🌱کانَتْ تَتَكَلَّمُ اللُّغَةَ الْعَرَبيَّةَ کَيْلا یَفْهَمَ إِبْنُها الصَّغيرُ:به زبان عربي سخن مي گفت تا پسر كوچكش نفهمد.

🌱سأَلْتُهُ عَنْ هذهِ الأُمورِ وَ هوَ طَلَبَ وَقْتاً لِیَدرُسَها: درباره ي اين امور از اوپرسيدم، و او از من وقتي خواست تا آن ها را بررسي كند.

🌱مادر کودک جلو مدرسه انتظار او را می کشيد: كانَتْ أُمُّ الطِّفْلِ تَنْتَظِرُهُ أمامَ المَدْرَسَةِ.

🌱مسافران در ساحل دریا رسیدن کشتی را انتظار می کشیدند: كانَ المُسافِرونَ يَنْتَظِرونَ وُصولَ السَّفينَةِ عَلى شاطِئِ البَحْرِ.

🌱کاش در این امتحان قبول شده بودم: لَيْتَني كُنْتُ نَجَحْتُ في هذا الإِمْتِحانِ.

🌱دیروز خیلی مریض بودم و چیزی از درسهایم را نخوانده ام: بِالْأمْسِ كُنْتُ مَريضاً جِدّاً وَ لَمْ أَدْرُسْ شَيئاً مِنْ دُروسي بَعْد.
✨فعل ماضی آن است که بر انجام کاری در گذشته دلالت کند.

۱- ماضی مطلق فارسی: برای ساختن این زمان، ضمایر فاعلی به آخر ریشه اضافه می شود👈
رفت+م> رفتم: ذَهَب+ تُ> ذَهَبتُ

۲- ماضی استمراری: بر کاری که در گذشته به تکرار و استمرار صورت گرفته باشد‌‌، اشاره می کند. برای ساختن این زمان باید از فعل کمکی«کان» و مضارع هم صیغه با آن استفاده کرد👈
می + رفت > می رفت = کانَ + یذهبُ > کانَ یذهبُ

شکل منفی مضارع استمراری👈
۱- ما+ ماضی کان + فعل مضارع
۲- لَم+ مضارع مجزوم کان + فعل مضارع
۳-کان + لا+ فعل مضارع

👈نمی رفتم = ما کُنْتُ أَذْهَبُ(یا: لَمْ أَكُنْ أَذْهَبُ)کنت لا أذهبُ

۳-ماضی نقلی در گذشته آغاز شده اما اثرش تا زمان حال باقی است‌.برای ساختن آن حرف «قد» را پیش از ماضی کامل (مطلق) قرار می دهیم👈قد ذهبتُ(رفته ام)

برای منفی ساختن ماضی نقلی👈
۱- لمّا+ فعل مضارع مجزوم = لَمَّا أَذْهَبْ: هنوز نرفته ام
۲-لَمْ +فعل مضارع مجزوم + بعد= لَمْ أَذْهَبْ بَعْد:هنوز نرفته ام‌

۴-ماضی بعید (دور): انجام کاری را پیش از ماضی دیگر بیان می کند.👈

۱- کان + قد + فعل ماضی = کانَ قَدْ ذَهَبَ
۲- کان + فعل ماضی= کانَ ذَهَبَ، کنتُ ذهبتُ

منفی ماضی بعید👈

از حرف نفی «ما» یا از لم + فعل مضارع کان کمک گرفت: ما کان قَد ذَهَبَ (ما کانَ ذَهَبَ)، لَم یکنْ قد ذَهَبَ.

۵- ماضی ملموس(ناتمام): ماضی ملموس دلالت بر کاری دارد که مقارن با کار دیگری باشد و در عربی معادل های متعددی دارد👈

۱- کان + اسم فاعل: کان ذاهباً: داشت می رفت.کنتَ ذاهباً: داشتی می رفتی
۲- ماضی استمراری + لمّا(بینما)+ …. کنتُ أَكْتُبُ لمّا دَخَلَ : وقتی وارد شد داشتم می نوشتم
۳- کاد + فعل مضارع مورد نظر+ … کدتُ اَسقُطُ فاذا صَدِیقي أمسَک بِیدی : داشتم می افتادم که دوستم دستم را گرفت.

۶- ماضی التزامی انجام کاری را در گذشته با شک و تردید و یا آرزو و دریغ بیان می کند👈

اِن ، (لَعَلَّ، لیتَ، أَرَدْتُ اَن،مِن الممکنِ اَن،…)+ فعل مضارع کان + قد + فعل ماضی: إن تکونوا قد ذهبتُم : اگر رفته باشید…

۷- ماضی سابق به عملی گفته می شود که پس از عملی دیگر انجام پذیرفته است👈بعدَ اَن فکَّر تکلَّم : پس از آنکه اندیشید، سخن گفت.

ترجمه فارسی به عربی و عربی به فارسی “۲۵”/شرح و پاسخ

🌱با او روبرو شد : واجَهَهُ

🌱از او سوال کرد: سَألَهُ

🌱أتی : آمد

🌱أتَى بِ: آورد

🌱ذهبَ: رفت

🌱ذهَبَ بِ: برد

🌱وضَعَ الشَّیءَ: آن چیز را قرار داد

🌱وضَعَ مِنهُ: او را پَست کرد، از (منزلت)او کاست

🌱ضربَهُ: او را زد

🌱ضربَ عَنهُ: او را بخشید

🌱رمَی الشَّیءَ : رَمَى بِالشَّیءِ:آن چیز را پرتاب کرد.

🌱قامَ إِلیهِ : برخاست و سوی او رفت

🌱رغِبَ في : تمایل پیدا کرد

🌱رغِبَ عَن : روی گردانید، دوری کرد

🌱جاءَ: آمد

🌱جاءَهُ : نزد او آمد

🌱نهضَ: برخاست

🌱نهضَ بِ: اقدام كرد

🌱أشَاد البِناءَ: بنا را ساخت، برافراشت

🌱أشادَ بِذکرِهِ: ستود، تعریف کرد

🌱قامَ: ایستاد

🌱قامَ بالشَّیءِ: انجام داد

🌱خرَجَ: بیرون رفت

🌱خرَجَ عَن: اختلاف عقیده پیدا کرد

🌱خرَجَ عَلی: شورید

🌱ذهَبَ إلی: پنداشت، تصور کرد

🌱ذهَبَ عَنهُ: فراموش کرد

دَخلَ البَیتَ : دَخلَ في البَیتِ: وارد خانه شد.

🌱خرَجَ إِلیهِ : خارج شد و نزد او رفت.

🌱دعا لَه: برایش دعا کرد

🌱دعا عَلیهِ : او را نفرین کرد

🌱در زبان عربی برای به کارگیری افعال باید دقت خاص داشت و مثلاً باید دانست که شیوه های متعدی کردن در دو زبان فارسی و عربی همیشه یکسان نیست و نباید حرف اضافه ای كه در زبان فارسی به کار می رود را در عربي ترجمه کرد. مثلا چون در فارسی ما می گوییم «با او روبرو شد» نباید چنین ترجمه شود👈 «واجَهَ مَعَهُ» چرا که این عبارت معنای دیگری دارد 👈(همراه او روبرو شد)
در ترجمه ی «از او سوال کرد» باید گفت👈«سألهُ» و نه «سأل مِنهُ».

🌱۱-ممکن است فعل دریک معنا لازم و در معنایی دیگر متعدی (باحرف اضافه و یا بدون حرف اضافه) باشد👈
جاء : امد جاءَهُ : نزد او آمد
أتى: آمد أتى بِ: آورد

🌱۲-برخی از افعال در معنای اصلی خود مفعول صریح می گیرند و در معنای غیر اصلی مفعول با واسطه👈
اَشَاد البناءَ: بنا را ساخت، برافراشت اَشَاد بِذکرِهِ : او را ستود، از او تعریف کرد

🌱۳-گاه یک فعل با حروف اضافه گوناگون متعدی می شود و معانی متفاوت می يابد👈

خرَجَ: بیرون رفت/خرج عن: اختلاف عقیده پیداکرد/خرج علی: شورید

ذَهَبَ: رفت/ذَهَبَ بِه: او را برد/ ذَهَبَ إلی: پنداشت، تصور کرد/ذَهَبَ عنه: فراموش کرد

🌱۴-ممکن است یک فعل هم مفعول صریح بگیرد و هم مفعول با واسطه بدون هرگونه تغییر در معنا👈
دخل البیت= دخل فی البیت

🌱۵- گاه به دنبال برخی از افعال یک یا دو حرف جر(اضافه)می آید و تعبیری ویژه و مختصر می سازد👈
خَرَجَ إلیهِ = یعنی خَرَجَ(وَ ذَهَبَ) إلیه : خارج شد و نزد او رفت.

🌱۶-گاهی یک فعل با دو حرف اضافه مختلف معنای متضاد دارد👈
دعاله= برایش دعا کرد/دعا علیه: او را نفرین کرد.

ترجمه فارسی به عربی و عربی به فارسی “۲۶”

🌱ما کانَ لِیَنجَحَ في هذا الإمتِحانِ:
او کسی نبود که در این امتحان موفق شود.

🌱فما کانَ اللهُ لِیظلَمَهُم و لکن کانُوا أنفُسهُم یَظلِمونَ:خداوند هرگز به ایشان ستم نکرد بلکه آنان خود بر خویشتن ستم کردند.

🌱فانّیَ لَم أکُن لأُعطیَکَ الیومَ ما مَنَعتُکَ أمسَ:
من هرگز آنچه را که دیروز تو را از آن بازداشتم،امروز به تو نمی بخشم.

🌱ما کنتُ لأتوّهَمَ أنَّکَ مُخادِعٌ:
هرگز نمی پنداشتم که حیله گر باشی.

🌱لا کتابَ فی البیتِ:هیچ کتابی در خانه نیست.

🌱لا رَیبَ فیهِ: هیچ شکی در آن نیست.

🌱ما کانَ لِیَنجَحَ في هذا الإمتِحانِ:
او کسی نبود که در این امتحان موفق شود.

🌱فما کانَ اللهُ لِیظلَمَهُم و لکن کانُوا أنفُسهُم یَظلِمونَ:خداوند هرگز به ایشان ستم نکرد بلکه آنان خود بر خویشتن ستم کردند.

🌱فانّیَ لَم أکُن لأُعطیَکَ الیومَ ما مَنَعتُکَ أمسَ:
من هرگز آنچه را که دیروز تو را از آن بازداشتم،امروز به تو نمی بخشم.

🌱ما کنتُ لأتوّهَمَ أنَّکَ مُخادِعٌ:
هرگز نمی پنداشتم که حیله گر باشی.

🌱لا کتابَ فی البیتِ:هیچ کتابی در خانه نیست.

🌱لا رَیبَ فیهِ: هیچ شکی در آن نیست.

🔺شرح
دستور نویسان حرف «لِ» را در اسلوب «ما کان لینجحَ فی هذا الامتحان» لام جحود نامیده اند که مسبوق به «کان» منفی است.چنین ساختاری را نمی توان لفظ به لفظ ترجمه کرد مثلا نباید چنین ترجمه کرد: «نبود برای این که در این امتحان موفق شود»، بلکه با توجه به تأکیدی که در نفی این جمله وجود دارد، بهتر است این گونه ترجمه شود: «او کسی نبود که در این امتحان موفق شود». در ترجمه ی این ساختار همچنین می توان از کلماتی نظیر: هرگز ، اصلاً و …. که بر نفی تاکید دارند، استفاده کرد.

🔺لانفی جنس ( لا+ اسم بدون«ال» با علامت –َ + خبر )👇
یکی دیگر از راه های تاکید نفی در زبان عربی استفاده از لای نفس جنس است. معادل فارسی این حرف نفی «هیچ» (یا اصلاً) است👈لا کتابَ فی البیتِ : هیچ کتابی در خانه نیست.
لا رَیبَ فیهِ: هیچ شکی در آن نیست.

۷ترجمه فارسی به عربی و عربی به فارسی۲۷

أوَّلاً أُدرُسِ العِباراتِ التَّاليَةَ :

🌱خرَجَ الطَّالِبُ مِنَ الصّفِّ ضاحِکاً : دانشجو خندان از کلاس خارج شد.

🌱إنسَحَبَ العَدُوُّ مُسرِعَاً: دشمن سریع (شتاب زده) عقب نشینی کرد.

🌱شرِبتُ الماءَ بارِداً : آب را سرد نوشیدم.

🌱ماتَ شَهیداً: شهید از دنیا رفت.

🌱رأَیتُهُ و هو یَکتُبُ: او را که می نوشت، دیدم.

🌱کیفَ سافَرتَ و أنتَ مَریضٌ؟: تو که مریض بودی، چگونه به سفر رفتی؟

🌱رأَیتُ عَلیاً یَتَکَلَّمُ مَعَ أصدِقائِه: علی را که با دوستانش صحبت می کرد، دیدم.

🌱خرَجتُ مِن البَیتِ وَ السَّماءُ تُمْطِرُ : آسمان می بارید که از خانه خارج شدم.

🌸والآن تَرْجِمْ ما يَلي:

إستَولَی الجُنودُ علی هذه المَدینَةِ الَّتي کانَت مَرکَزاً لِلعِلمِ و الأَدبِ:……………………………..

🌱خرَجَ مِن الصّفِّ مَسروراً:…………………….

🌱توُفِّيَ هذا الشاعِرُ في القَرنِ السّابعِ فی شیرازَ و له دیوانٌ کَبیرٌ:…………………………………..

🌱خرَجَ الطالبانِ مِنَ الصفِّ ضاحِکَيْنِ :…………

🌱قامَ الطِّفلُ مِن مَکانِه وَ انصَرَفَ مَنکوسَ الرَأسِ کَئیباً مَحزوناً:……………………………………

🌱هل تُریدُ أَن تَعیشَ سَعیداً مُتَمَتِّعاً بِصِحَّةٍ کامِلَة؟:…………………………….

🌱دانشجويان خوشحال سالن امتحان را ترک کردند:…………………………………………..

🌱او هر روز زود از خواب بیدار می شود:…………………………………

🌱آنان در جبهه های جنگ مظلومانه به شهادت رسیدند:…………………………………………

🌱به نظر می رسد که اشعار این شاعران از عاطفه و احساس که از ویژگی های شعر طبیعت است،خالی است:………………………………..

🌱تو که در آستانه فراغت از تحصیلی، چرا درس نمی خوانی؟:………………………………

ترجمه فارسی به عربی و عربی به فارسی/شرح و پاسخ

🌱خرَجَ الطَّالِبُ مِنَ الصفِّ ضاحِکاً : دانشجو خندان از کلاس خارج شد.

🌱أنسَحَبَ العَدُوُّ مُسرِعَاً: دشمن سریع (شتاب زده) عقب نشینی کرد.

🌱شرِبتُ الماءَ بارِداً : آب را سرد نوشیدم.

🌱ماتَ شَهیداً: شهید از دنیا رفت.

🌱رأَیتُهُ و هو یَکتُبُ: او را که می نوشت، دیدم.

🌱کیفَ سافَرتَ و أنتَ مَریضٌ؟: تو که مریض بودی، چگونه به سفر رفتی؟

🌱رأَیتُ عَلیاً یَتَکَلَّمُ مَعَ أصدِقائِه: علی را که با دوستانش صحبت می کرد، دیدم.

🌱خرَجتُ مِن البَیتِ وَ السَّماءُ تُمْطِرُ : آسمان می بارید که از خانه خارج شدم.

🌱أستَولی الجُنودُ عَلى هذه المَدینَةِ الَّتی کانَتْ مَرکَزاً لِلعِلمِ و الأَدبِ : سربازان بر این شهر که مرکز علم و ادب بود دست یافتند.

🌱خرَجَ مِن الصّفِّ مَسروراً:او خوشحال از کلاس خارج شد .

🌱توُفّيَ هذا الشاعِرُ في القَرنِ السّابعِ فی شیرازَ و له دیوانٌ کَبیرٌ: این شاعر که دیوان بزرگی دارد در قرن هفتم در شیراز درگذشت.

🌱خرَجَ الطالبانِ مِنَ الصفِّ ضاحِکَيْنِ: دو دانشجو(پسر) خندان از کلاس خارج شدند.

🌱قامَ الطِّفلُ مِن مَکانِه وَ انصَرَفَ مُنکَسَّ الرَأسِ کَئیباً مَحزوناً: کودک از جایش بلند شد و غمگین و سرافکنده و افسرده راه افتاد.

🌱هل تُریدُ أَن تَعیشَ سَعیداً مُتِمَتِّعاً بِصِحَّةٍ کامِلَة؟: آیا می خواهی سعادتمند و بهره مند از سلامتی کامل زندگی کنی؟

🌱دانشجويان خوشحال سالن امتحان را ترک کردند: غادَرَ الطلاّبُ صالَةَ الإمتحانَ مَسرورینَ.

🌱او هر روز زود از خواب بیدار می شود: هو یَستیقِظُ منَ النَّومِ کلَّ صَباحٍ مُبَکِّراً.

🌱آنان در جبهه های جنگ مظلومانه به شهادت رسیدند: أُستُشهِدوا فی مَعارِکِ القِتالِ مَظلومینَ.

🌱به نظر می رسد که اشعار این شاعران از عاطفه و احساس که از ویژگی های شعر طبیعت است،خالی است:يَبدو أنَّ آشعارَ هولاء الشُّعَراءِ تَخلو مِنَ العاطِفَةِ و الشُّعورِ اللَّذَینِ یُعتَبَرانِ مِن میزاتِ شِعرِ الطَّبیعَةِ.

🌱تو که در آستانه فراغت از تحصیلی، چرا درس نمی خوانی؟ لماذا لا تَدرُسُ و آنتَ عَلی وَ شَکِ التَّخَرُّجِ؟

شرح:

🌱حال در زبان عربی معمولاً قیدی است نکره و مشتق(با معنای وصفی) که حالت و چگونگی فاعل یا مفعول را بیان می کند و معادل قید حالت در فارسی است و همچون بیشتر قیدها همیشه منصوب است.در زبان عربی حال همچون صفت باید از لحاظ مفرد،مثنی و جمع بودن و نیز مذکر و مونث بودن با صاحب حال مطابقت کند.

👈خرَجَ الطَّالِبُ مِنَ الصفِّ ضاحِکاً : دانشجو خندان از کلاس خارج شد.

👈خرَجَ الطالبانِ مِنَ الصفِّ ضاحِکَيْنِ: دو دانشجو(پسر) خندان از کلاس خارج شدند.

ضاحکاً با صاحب حال که فاعل است از لحاظ مفرد،مثنی و جمع بودن و مذکر و مونث بودن مطابقت کرده است.

🌱برای گریز از ترجمه ی لفظ به لفظ بهتر است هنگام ترجمه ی قید حالت عربی(حال) از به کار بردن کلمه ی «در حالیکه،یا با حالتِ» و نظایر آن تا آنجا که ممکن است، پرهیز کنیم👈

أنسَحَبَ العَدُوُّ مُسرِعَاً: دشمن با حالت سریع عقب نشینی کرد❌دشمن سریع(شتاب زده) عقب نشینی کرد✅

🌱گاهی در زبان عربی یک جمله (اسمی یا فعلی) نقش قید حالت ر ا ایفا می کند.

بدین ترتیب که نخست صاحب حال را که ممکن است فاعل یا مفعول باشد می آوریم و با افزودن (که) به دنبال آن بخش دوم جمله یعنی (حال) را ترجمه می کنیم و سپس بخش اول جمله و فعل اصلی را به فارسی بر میگردانیم.

👈رأَیتُهُ و هو یَکتُبُ: او را که می نوشت،دیدم.

🌱زمان جمله های حالیه را جمله قبل از آن مشخص می کند.وقتی می گوییم(أنتَ مریض) یعنی (تو بیماری) اما در عبارت (کیف سافرتَ و أنتَ مریض) چون فعل اصلی جمله یعنی (سافرتَ)ماضی است جمله ی حالیه نیز باید به زبان گذشته ترجمه شود .یعنی(تو که مریض بودی).

🌱خرجتُ مِن البَيْتِ والسَّماءُ تُمْطِرُ👈در این گونه جمله ها می توان نخست جمله ی حالیه را به طور کامل ترجمه کرد و سپس جمله ی قبل از آن را با (که) بدان پیوند داد: آسمان می بارید که از خانه خارج شدم.

ترجمه فارسی  به عربی و عربی به فارسی “۲۸”

أوَّلاً أُدرُسِ العِباراتِ التَّاليَةَ :

🌱خالدٌ أکثَرُ مِن أَخِیهِ عِلماً :دانش خالد بیش از برادرش است.

🌱فاضَ النَّهرُ ماءً: آب رودخانه طغیان کرد.

🌱حصَدنا الأَرضَ قَمحاً: گندم زمین را درو کردیم.

🌱للهِ دَرُّهُ فارسِاً: چه سوار کاری است.

🌱طابَ شَمالُ ایرانَ مُناخاً: هوای شمال ایران خوب شد.

والآن ترجم ما يلي:

🌱أنا أکثرُ مِنکَ مالاً و أَعَزُّ نَفَرا:………………..

🌱إرتَفَعَ الشَّعبُ وَعیا:……………………….

🌱التَفَّ النّاسُ حَولَ القائِدِ رِجالاً و نِساءً:……………

🌱زادَتِ البِلادُ سُکّاناً:………………………….

🌱در قرن های سوم و چهارم آثار منظوم و منثور بسیاری به عربی ترجمه شد:………………..

🌱وقتی این موضوع را شنید نگرانیش فزونی یافت:…………………………….

🌱قلبش از شادی آکنده شد:…………………..

🌱خانه از میهمانان پر شد:…………………..

ترجمه فارسی  به عربی و عربی به فارسی “۲۸”

أوَّلاً أُدرُسِ العِباراتِ التَّاليَةَ :

🌱خالدٌ أکثَرُ مِن أَخِیهِ عِلماً :دانش خالد بیش از برادرش است.

🌱فاضَ النَّهرُ ماءً: آب رودخانه طغیان کرد.

🌱حصَدنا الأَرضَ قَمحاً: گندم زمین را درو کردیم.

🌱للهِ دَرُّهُ فارسِاً: چه سوار کاری است.

🌱طابَ شَمالُ ایرانَ مُناخاً: هوای شمال ایران خوب شد.

والآن ترجم ما يلي:

🌱أنا أکثرُ مِنکَ مالاً و أَعَزُّ نَفَرا:………………..

🌱إرتَفَعَ الشَّعبُ وَعیا:……………………….

🌱التَفَّ النّاسُ حَولَ القائِدِ رِجالاً و نِساءً:……………

🌱زادَتِ البِلادُ سُکّاناً:………………………….

🌱در قرن های سوم و چهارم آثار منظوم و منثور بسیاری به عربی ترجمه شد:………………..

🌱وقتی این موضوع را شنید نگرانیش فزونی یافت:…………………………….

🌱قلبش از شادی آکنده شد:…………………..

🌱خانه از میهمانان پر شد:…………………..

ترجمه فارسی به عربی و عربی به فارسی”٢٩”

أوَّلاً أُدرُسِ العِباراتِ التَّاليَةَ :

🌱فرِحتُ  فَرَحاً : بسیار خوشحال شدم.

🌱جلَسَ جُلوسَاً غَریباً: به گونه ای عجیب نشست.

🌱ضرَبَه ضَربَتَیْن: او را دوبار زد.

🌱عاتَبَه عِتاباً شدیداً: او را به سختی سرزنش کرد.

🌱نجَحَ الطالبُ کلَّ النَّجاحِ: دانشجو کاملاً موفق شد.

🌱جلَسَ جُلوسَ الأَطفال: همچون کودکان نشست.

🌱أحتَرَمَهُ أِحتِراماً یَلیقُ بِه: آنگونه که شایسته او بود به او احترام گذاشت.

والآن تَرْجم ما يَلي:

🌱خضَعَتْ لِلأجانِبِ خُضوعَاً مُطلَقاً: ………………………

🌱أثَّرَتِ الثَّقافةُ الفارِسیَّة فی الثَّقافةِ العَربیَّة تأثیراً کامِلاً: ………………………..

🌱یهتَمّونَ بِهذا الأَمرِ أِهتِماماً بالِغاً: …………………………….

🌱رأیتُهُ مَسروراً کلَّ السُّرور: ……………………….

🌱لا تَعرِفونَهُ حَقَّ مَعرفَتِهِ: ………………………..

🌱می خواهم همچون پرندگان در آسمان آبی پرواز کنم: ………………………….

🌱او به طور عجیبی از این مهلکه نجات یافت: ………………………

🌱پزشک او را از صحبت کردن به کلی منع کرد: …………………………

🌱وقتی وارد دانشگاه شد او را کاملاً خوشحال یافتم: ……………………….

🌱وقتی این خبر به او رسید همچون کودکان شروع به گریستن کرد: …………………

ترجمه فارسی به عربی و عربی به فارسی”٢٩‏‎”الإجابة

🌱فرِحتُ  فَرَحاً : بسیار خوشحال شدم‎.‎

🌱جلَسَ جُلوسَاً غَریباً: به گونه ای عجیب نشست‎. ‎

🌱ضرَبَه ضَربَتَیْن: او را دوبار زد‎.‎

🌱عاتَبَه عِتاباً شدیداً: او را به سختی سرزنش کرد‎.‎

🌱نجَحَ الطالبُ کلَّ النَّجاحِ: دانشجو کاملاً موفق شد‎.‎

🌱جلَسَ جُلوسَ الأَطفال: همچون کودکان نشست‎.‎

🌱أحتَرَمَهُ أِحتِراماً یَلیقُ بِه: آنگونه که شایسته او بود به او احترام گذاشت‎.‎

🌱خضَعَتْ لِلأجانِبِ خُضوعَاً مُطلَقاً‎: ‎‏ به طور مطلق تسلیم بیگانگان شد.‏

🌱أثَّرَتِ الثَّقافةُ الفارِسیَّة فی الثَّقافةِ العَربیَّة تأثیراً کامِلاً‎: ‎‏ فرهنگ فارسی به طور کامل در فرهنگ عربی تاثیر گذاشت.‏

🌱یهتَمّونَ بِهذا الأَمرِ أِهتِماماً بالِغاً‎: ‎به این امر کاملا اهمیت می دهند.‏

🌱رأیتُهُ مَسروراً کلَّ السُّرور‎: ‎او را کاملاً خوشحال دیدم.‏

🌱لا تَعرِفونَهُ حَقَّ مَعرفَتِهِ‎: ‎‏ آنطور که شایسته اوست او را نمی شناسید.‏

🌱می خواهم همچون پرندگان در آسمان آبی پرواز کنم‎: ‎‏ أوَدُّ لو أطیرُ طَیَرانَ الطُیورِ فی السَّماءِ الزَّرقاءِ.‏

🌱او به طور عجیبی از این مهلکه نجات یافت‎: ‎نَجا مِن هذه الوَرطة نجاةً غَریبة .‏

🌱پزشک او را از صحبت کردن به کلی منع کرد‎: ‎‏ مَنَعَهُ الطَبیبُ مِن التَّکلُّم مَنعاً تامَاً.‏

🌱وقتی وارد دانشگاه شد او را کاملاً خوشحال یافتم‎: ‎‏ حینما دَخَلتُ الجامعةَ وَجَدتُهُ فَرِحاً کُلَّ الفَرَح.‏

🌱وقتی این خبر به او رسید همچون کودکان شروع به گریستن کرد‎: ‎‏ حینما بَلَغَهُ هذا النَبأُ أجهَشَ بالبُکاء، بُکاءَ الأطفالِ.‏

✳️شرح: در زبان عربی گاه در پایان برخی جمله ها مصدر فعل به صورت منصوب و معمولاً نکره می آید که به آن مفعول مطلق می گویند.‏

مفعول مطلق ممکن است تأکیدی، نوعی، عددی و یا نیابی باشد.‏

✅تاکیدی = فرحتُ فَرَحاً

✅نوعی = ۱- همراه با صفت: جَلسَ جُلوساً غریباً.   ۲- هراه با مضاف الیه: جَلسَ جُلوسَ الاطفال.‏

✅عددی- ضَرَبَه ضربتینِ

✅نيابي: گاهي كلماتي از قبيل “كل”، ” بعض” و نيز اسمهاي اشاره و برخي صفتها جانشين مفعول مطلق مي شوند مانند: نجح الطّالب كلَّ ‏النجاحِ.‏

در ترجمه  مفعول مطلق تأكيدي مي توان از قيدهايي مانند:بسيار، سخت، به شدت، خيلي و غيره استفاده كرد. ‏

👈فرحتُ فَرَحاً: “بسيار خوشحال شدم” به جاي “خوشحال شدم خوشحال شدني”‏

‏ در ترجمه مفعول مطلق نوعي البته هرگاه با صفت همراه باشد و صفت آن خود يك جمله ي كامل باشد مي توان از قيد “چنان” يا ” ‏آنگونه” استفاده كرد.‏

👈أحتَرَمَهُ أِحتِراماً یَلیقُ بِه: آنگونه كه شايسته او بود به او احترام گذاشت.‏

مفعول مطلق نوعی هرگاه ب مضاف الیه همراه باشد معمولا بیانگر نوعی تشبیه است که می توان در ترجمه آن از برخی ابزار تشبیه از ‏قبیل همچون و همانند استفاده کرد.‏

👈جلسَ جُلوسَ الأطفال: ” همچون كودكان نشست”‏

در ترجمه ي مفعول مطلق نيابي مي توان به جاي كلمه ي “كُلّ” “كاملاً” و به جاي كلمه ي “بعض” “تا حدي”، “تا اندازه اي”، و به ‏جاي اسم اشاره، “اينگونه” يا ” آنگونه” گذاشت👈نجج الطالبُ كلَّ النجاح: دانشجو كاملاً موفق شد.

ترجمه فارسی به عربی و عربی به فارسی”٣٠”

أوَّلاً أُدرُسِ العِباراتِ التَّاليَةَ :

🌱القناعةُ مالٌ لا ینفَدُ: قناعت سرمایه ای است که تمام نمی شود.‏

🌱الطالبُ الذي  یُطالِعُ فی المَکتَبَةِ صَدیقُ احمدَ: دانشجویی که در کتابخانه مطالعه می کند، دوست ‏احمد است.‏

🌱هذه رسالةٌ قد کتبتُها لِصَدیقی: این نامه ای است که آن را برای دوستم نوشته ام.‏

🌱دخَلَ الأعداءُ المَدینةَ و قَتَلوا الجُنودَ الَّذین کانوا فیها. دشمنان وارد شهر شدند و سپاهیانی را که ‏در آن بودند کشتند. ‏

🌱قتِلَ فی هذه المَعرکةِ مَن شارکَ فیها مِن الکُفّارِ: کافرانی که در این نبرد شرکت کردند، کشته شدند.‏

🌱منَ التَّلامیذِ مَن یَصحَبُ أُسرتَهُ لِزیارةِ الأَقارِبِ: برخی از دانش آموزان، خانواده ی خود را برای ‏دیدار خویشان همراهی می کنند.‏

و الآنَ تَرجِم ما یلي:‏

🌱دانشجویانی هستند که به وظایف خود در دانشگاه عمل می کنند: …………………………….‏

🌱کتابهایی را خریدم که به آنها نیاز دارم: ………………………..‏

🌱روزنامه را باز کردم و اخبار سیاسی آن را که در صفحه دوم آمده بود، خواندم: …………………….‏

🌱وقایعی که در این کتاب ذکر شده است، مربوط به قرن های دوم و سوم است: ……………………‏

🌱الایّامُ قِصَّةٌ مشهورةٌ کَتَبَها طه حُسین: ……………………….‏

🌱و مِنَ المُعلِّمینَ مَن یُعینُ تَلامیذَهُ علی تِلاوَةِ القُرآنِ: ……………………….‏

🌱أعطوني مِنْ الطَّعامِ ما یَکفیني أیّاماً:………..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.